السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

150

تفسير الميزان ( فارسي )

دست خداى تعالى است ، و به جز او هيچ ولىاى ندارد ، و ليكن آدمىزاد به خاطر فريب زندگى ظاهرى از باطن آن كه همان آخرت است غافل مانده و مىپندارد كه امر زندگى به دست خود او است ، و او مىتواند امر زندگى را تدبير و تنظيم نمايد ، به همين خاطر براى خود شركائى از قبيل اصنام ، و بتهايى نظير مال و اولاد و امثال آن اتخاذ مىكند ، و خداى تعالى او را بر اشتباه و خطايش واقف مىسازد . روزى كه اين زينت ظاهرى دنيا از بين مىرود ، و روابطى كه بين او و اصنام بود قطع مىگردد ، در آن روز آدمى آنچه را شريك خدا مىپنداشت گم مىكند و آنچه را در زندگى خود مؤثر خيال مىكرد بىاثر مىيابد ، و معنا و حقيقت علم و عملش را برايش روشن مىسازد ، اين است معناى اينكه فرمود « به سوى خدا ، ( مولاى حقيقيشان ) برمىگردند » . حال بايد ديد كه چرا خود خداى تعالى ، دنيا و آنچه در آن است را در نظر انسان زينت مىدهد ؟ و آيا او است كه انسانها را با اين گول زنك ، گول مىزند ؟ حاشا بر ساحت مقدس او كه انسان را به خلاف واقع بيفكند ، و به او چنين وانمود كند كه عوامل دنيايى مستقل در تاثيرند ، و زينت دنيا هدف غايى بشر است . آرى ساحت رب عليم و حكيم والاتر از آن است كه امور خلق خود را بگونه اى اداره كند كه منتهى به غايتى صالح و شايسته نگردد ، چگونه چنين چيزى امكان دارد ؟ با اينكه خودش فرمود : « إِنَّ اللَّه بالِغُ أَمْرِه » « 1 » و نيز فرموده : « وَاللَّه غالِبٌ عَلى أَمْرِه » « 2 » بلكه اگر بنا باشد اين گول و فريب را مستند به كسى بدانيم ، بايد بگوئيم كه مستند به شيطان است ، هم چنان كه خود خداى تعالى فرمود « وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » « 3 » . و نيز فرمود : « وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ » « 4 » كه هر دو آيه اين فريبكاريها را به شيطان نسبت مىدهد . بله اين مقدار را مىتوان مستند به خدا كرد كه خدا اجازه چنين فتنه گريهايى را به شيطان داده ، تا ( هم خود او به كمال شقاوت خود برسد ) و هم مساله آزمايش بندگان تكميل گردد ، و زمينه تربيت بشر فراهم شود ، هم چنان كه فرمود :

--> ( 1 ) خدا همه تدابير خود راى به نتيجه مىرساند ( سوره طلاق آيه 3 ) . ( 2 ) و خدا بر فرمانهاى خود مسلط است ( سوره يوسف آيه 21 ) . ( 3 ) سوره انعام آيه 43 . ( 4 ) سوره انفال آيه 48 .